Sign up to join the largest storytelling community
or
Story by belmiow
- 1 Published Story
𐌌𐌉𐌍𐌄𐌓ᕓ𐌀
1.9K
181
11
″زیرلب چیزی که برای پسر کوچکتر بی معنی بود خوند و برای تثبیت سحرش لبهای خشکش رو به لبهای لرزون و ترسیده پسربچ...